⁦✿My lovely idol⁦✿ 2

⁦✿My lovely idol⁦✿ 2
✯part:²
یک هفته گذشت هیونا و جیهوپ روی صحنه باهم بی نقص بودن و عالی اجرا میکردن .
شب چیهوپ زنگ زد به هیونا هم جواب داد
هیونا: بله
جیهوپ: کجایییییی؟
هیونا: خونه جیهوپ حالت خوبه؟
جیهوپ: دوست خوب من میای پیشم می‌خوام باهات نوشیدنی بخورم
هیونا: پس مست کردی چراا؟
جیهوپ: هیوناااااااا (مست)
هیونا: کجایی؟
جیهوپ: نمی‌دونم شاید به گوشه تو خونم (مست)
هیونا: چرا زنگ زدی به من ؟ زنگ بزن نامجون میاد پیشت
هیونا گوشی رو قطع کرد و روی تخت دراز کشید و به کتاب خوندنش ادامه داد چند دقیقه بعد نامجون زندگی زد
هیونا: بله
نامجون: هیونا میشه بری پیش جیهوپ؟
هیونا: آخه خب...
نامجون: لطفاً من کلی کار دارم
هیونا: باشه
نامجون: ممنون
هیونا بلند شد و اماده شد و راهی خونه جیهوپ شد چیهوپ در رو باز کرد
جیهوپ: اومدی خانوم کوچولو(مست)
هیونا: نگو کوچولو من اونقدر ها هم کوتاه نیستم
هیونا اومد تو روی میز پر نوشیدنی بود
هیونا: چرا آنقدر نوشیدی؟
جیهوپ روی مبل آروم نشست برعکس وقتی که هوشیاره بی انرژی و آروم بود هیونا شروع به جمع کردن قوطی ها کرد
جیهوپ: باهام مینوشی؟ (مست)
هیونا: نه جمع و جور میکنم بعد ببرمت بخوابی
هیونا رفت توی آشپزخونه و قوطی ها رو کرد توی کیسه زباله که پیامی به گوشیش اومد
جونگکوک: سرم شلوغه بعداً پیام میدم
هیونا گوشی رو کنار گذاشت جیهوپ نگاهش کرد که هیونا با چند تا نوشیدنی برگشت
جیهوپ: بنوشیم (مست)
هیونا: آره
هیونا شروع کرد به نوشیدنی خوردن
جیهوپ: چی شد ؟ (مست)
هیونا: چی چی؟
جیهوپ: قرار نبود باهام بنوشی چی انقدر ناراحتت کرده(مست)
هیونا: دلم برای جونگکوک تنگ شده (ناراحت)
جیهوپ سرش و به نشونه تأیید تکون داد
هیونا: ولی سرش خیلی شلوغه حتی زنگ هم نمیزنه بهش کلی پیام دادم و فقط جواب داد «سرم شلوغه بعداً پیام میدم» (ناراحت)
جیهوپ نگاهش کرد و مو های هیونا رو نوازش کرد هیونا به خوردن ادامه داد بعد از چند لحظه جیهوپ خوابش برد و هیونا فقط می‌نوشید حدود دو ساعت گذشت جیهوپ بیدار شد هوشیاریش تقریباً برگشته بود به عنوان نگاه کرد که هیونا هنوز می‌نوشید جیهوپ قوطی نوشیدنی رو از هیونا گرفت
جیهوپ: کافیه
هیونا: یه کوچولو دیگهههه(مست)
جیهوپ: نه
هیونا: انقدر بد جنس نباش (مست)
هیونا اخماش رو کرد توی هم و روش رو از جیهوپ برگردوند
جیهوپ: مثلاً قهری؟
هیونا: ...
⁦(⁠ʘ⁠ᴗ⁠ʘ⁠✿⁠)⁩
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS #جیهوپ
دیدگاه ها (۳)

part ۴۰جونگکوک« خوب بیا از این طرف آهان رسدیم»& وایی اینا خی...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟗ساعت از نیمه‌شب گذشته بود.اِریا کنار پ...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇24ویو هویج:حیاط مدرسه شلوغ بود.زنگ تف...

گل خونی پارت 47تهیونگ وارد شود جیمین با سرعت رفت پیشش # به ج...

سناریو

پارت ۱۱بعد از حرفی که جونگکوک زد، هر دو چند لحظه ساکت موندن....

╔═══.·:·.💜.·:·.═══╗🌙 ویو آتچند ثانیه به صفحه‌ی گوشی خیره مون...

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

⁦⁦⁦⁦๑⁦⁦⁦ my silent love ๑✯part:⁷باهم وارد مرکز خرید شدن اول ...

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽 زیر حلقه ی سمت راست. عضلات بازوی تهیونگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط