رمان عشق و عاشقی در فرودگاه
رمان عشق و عاشقی در فرودگاه
Part:48
ارسلان،چیه
دیانا،که یاد یه چیز افتادی
ارسلان،نامزد نکرده شروع کردی
دیانا،چه ربطی به نامزدی من داره خندیدنت
بعدش با این حرفم ارسلان گوشیشو در اورد و دوربین گوشیشو اورد و داد دستم
ارسلان،گردنتو نگاه کن
دیانا،اییییی واییییی تو کردی
ارسلان،به من چه
دیانا،دیشب بغلت خوابیده بودم
ارسلان،من ادم پاکیم فقط بغلت کردم
دیانا،پس کی کرد
ارسلان،سهیل
دیانا،بخدا با سهیل هیچ گوهی نخوردیم
ارسلان،پ کی کرده مامانت ببینه که پاره اییی دیانا جان
دیانا،اهااااا یادم اومد
ارسلان،چیو
دیانا،پانیذ دیروز گفت بیا بوست کنم بجای اینکه بوسم کنه گازم گرفته
ارسلان،منم باور کردم
دیانا،بقران جای دندونای خرچنگی پانیذه
که مامانم از اون دور گفت:شما حرف زدناتون تمومی نداره
دیانا،الان میام مامان ،بیا بریم الان بریم داخل یه بهونه جدید در میار سهیل امروز داشت سین جینم میکرد ازت جدا شدم یا نه بفهمه بغلت بودم که هیچی قشنگ پاره ام
ارسلان،میگم که پارت کنه
دیانا،من ادم پاکی بودم تو گفتی بیا بغلم بخواب
ارسلان،اگه پاکی من بهت گفتم بیا بغلم که اومدی
دیانا،ابراز علاقه کردم تو همونم نکردی
ارسلان،نداشتم بغلت نمیکردم
دیانا،باشهههه
باهم رفتیم داخل که هنوز سارا نیومده بود
یکم دیگه که رفتم جلو سارا رو دیدم
عین یه جوجه دوییدم بغل سارا
و همو بغل کردیم که داشتیم میخوردیم زمین که عباس از پشت سارا رو گرفت
عباس،دیگه نه به این حد علاقه سارا جان
Part:48
ارسلان،چیه
دیانا،که یاد یه چیز افتادی
ارسلان،نامزد نکرده شروع کردی
دیانا،چه ربطی به نامزدی من داره خندیدنت
بعدش با این حرفم ارسلان گوشیشو در اورد و دوربین گوشیشو اورد و داد دستم
ارسلان،گردنتو نگاه کن
دیانا،اییییی واییییی تو کردی
ارسلان،به من چه
دیانا،دیشب بغلت خوابیده بودم
ارسلان،من ادم پاکیم فقط بغلت کردم
دیانا،پس کی کرد
ارسلان،سهیل
دیانا،بخدا با سهیل هیچ گوهی نخوردیم
ارسلان،پ کی کرده مامانت ببینه که پاره اییی دیانا جان
دیانا،اهااااا یادم اومد
ارسلان،چیو
دیانا،پانیذ دیروز گفت بیا بوست کنم بجای اینکه بوسم کنه گازم گرفته
ارسلان،منم باور کردم
دیانا،بقران جای دندونای خرچنگی پانیذه
که مامانم از اون دور گفت:شما حرف زدناتون تمومی نداره
دیانا،الان میام مامان ،بیا بریم الان بریم داخل یه بهونه جدید در میار سهیل امروز داشت سین جینم میکرد ازت جدا شدم یا نه بفهمه بغلت بودم که هیچی قشنگ پاره ام
ارسلان،میگم که پارت کنه
دیانا،من ادم پاکی بودم تو گفتی بیا بغلم بخواب
ارسلان،اگه پاکی من بهت گفتم بیا بغلم که اومدی
دیانا،ابراز علاقه کردم تو همونم نکردی
ارسلان،نداشتم بغلت نمیکردم
دیانا،باشهههه
باهم رفتیم داخل که هنوز سارا نیومده بود
یکم دیگه که رفتم جلو سارا رو دیدم
عین یه جوجه دوییدم بغل سارا
و همو بغل کردیم که داشتیم میخوردیم زمین که عباس از پشت سارا رو گرفت
عباس،دیگه نه به این حد علاقه سارا جان
- ۴.۹k
- ۲۰ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط