نه ماه انتظار آبستن بود... داغ داغ طبيعت سرد مى شد و از

نه ماه انتظار آبستن بود... داغ داغ طبيعت سرد مى شد و از دهان زمين مى افتاد... از پاره پاره هاى دل پنبه ايش مى ريخت... كنار نفس نفس زدن شيشه هاى عرق كرده... كنار قدم قدم زدن عبور سبزينه ها... بال به بال پرستوها مى ساييد و دوش به دوش موريانه ها در خاك...
به هندسه ى ظهورش،نگاتيو... به افتخار حضورش عكس هاى داخل آلبوم...
آه... خاطرات آدم برفى...!
تو پس كوچه هاى هياهو كنار مادر پير زمين و شوق هاى كودكانه كه هرچه نزديك تر مى شد گرماى وجودش سردترمى كرد وما خودمان را گم مى كرديم لاى لايه هاى بافتنى...
از جنوبى ترين نقطه ى قلبم تا شمالى ترين قله ى احساسم سعود مى كنم به اتفاق التهاب انگشتان پا زير كرسى... و پرده هاى كمر بسته به نمايش دانه هاى برف...
بخار دهان و بخار سماور،جرقه ى نگاهى به فاصله اى از خودم كمتر،دو پاى رفتنى كمى آن سو تر... و جرعه هاى محرك چاى...
كفش هاى رفتنم را مى پوشم،شيشه ها را نفس مى زنم،عرق شان را پس... و دست در دست پرستوها پا به پاى جاده ى سپيدت مى دهم... مثل قالى اى نه از خطه ى كرمان،هرچه پا مى خورى پوسيده تر مى شى
مثل يك آغوش گرم اما نه عريان،هرچه سرما مى خورى پوشيده تر مى شى...
دیدگاه ها (۹)

برایتان امروزپنجشنبه را اینگونه دعا میکنم:خدایا گوشه چشمی ا...

.

آنچه بدست می آید با خنده پایدار نخواهد ماندو آنچه از دست برو...

ﺑﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﺭﻋﺪ ﻭ ﺑﺮﻕ ﺣﺴﺎﺩﺕ ﻣﯿﮑﻨﻢ ..." ﺁﺳﻤـﺎﻥ "ﭼﻪ ﺭﺍﺣﺖ ﺩﺭﺩﺵ ﺭﺍ ﻓ...

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽p1اواخر تابستون بود. حدودا پنج دقیقه ای ...

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

پارت: 30 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخرِ بعدازظهر با ...

رمان: مادام کوچولوی کیم part:۵با اینکه فضایِ باغچه پر از خند...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

پارت: 29 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**می‌گن وقتی بدنت به نهایتِ...

✦ اولین گناه ✦فصل هفتم: هیچ‌کس اینجا نبود---از پنجره بیرون پ...

پارت: 6 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی خفگی می‌داد. بوی چوب نم‌کش...

دختر و پارتی

when silence became scream p3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط