بانو سلام...

بانو سلام...



دل خورشید محک داشت؟ نداشت!

یا به او آینه شک داشت؟ نداشت!

آسمانی که فلک می بخشید ، احتیاجی به فدک داشت؟ نداشت!

غیر دیوار و در و آوارش ، شانه ی وحی کمک داشت؟ نداشت!

مردم شهر به هم می گفتند : در این خانه ترک داشت؟ نداشت!

شب شد و آینه ی ماه شکست! دست این مرد نمک داشت! نداشت؟

تو بپرس از دل پرخون غمت! چهره ی یاس کتک داشت؟؟
دیدگاه ها (۳)

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ²کیم ته‌وون، پدر عمارت، ...

🌿 قسمت چهارم       روزهایی که هیچ‌کس از آن‌ها               ...

به یاد همون بچه هایی که امروز به جای اینکه بشینن روی نیمکت ه...

جئون جانگ کوک فرشته ی آرمی هاگلدن مکنه کیوتی عشق من روزت مبا...

A friend of a loneliest time P2شخصی که در پشت در ایستاده بود...

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

_____پارت¹⁹ نفرین گوچولو_____هرچه بیشتر به کلیسا نزدیک می‌شد...

007-پنهان در مه - پارت ۸۴

The Joke That Broke Us

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط