به گل می نشست

به گل می نشست
و اتاق پر میشد از
شکوفه های رنگین شعر و خاطره

چگونه بگویم وقتی تو میخندی
دیدگاه ها (۱)

رها🍂 من تو رااز زمستان های خودتتا بهارِ دیگری رساندمتمام راه...

فقط چند لحظه نگاه کنزیبایی‌های پاییز بی شمارندبه خصوص زمانی ...

🍊🌿🌸 دوباره عطر شکوفه‌ها در باغ پیچید... 😍✨🌱🌸 درخت گریپ‌فروت ...

-دوشیزه ... وقت عصرانه است مهمان ها چشم انتظار شما هستند 😶 پ...

عاشقانه های شبنم دامنه های دماوند

💜☝... می‌نویسم از تو با عشق با تپش‌های دلم.هر واژه‌ات نبضی‌س...

این شعر یک شعر معمولی نیست ‼️روایت یک خانه متروکه است گاهی ی...

و برای شب‌های بلندِ این پاییزمثل دخترهای قدیمی با دامن‌های گ...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

😞🧡... می‌نویسم از تو با عشق با تپش‌های دلم.هر واژه‌ات نبضی‌س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط