لحظه دیدار‌نزدیک است؛

لحظه دیدار‌نزدیک است؛
باز من دیوانه‌ام، مستم!
باز می‌لرزد دلم، دستم!
باز گویی درجهان دیگری هستم...
های!
نخراشی به غفلت گونه ام را، تیغ!
های!
نپریشی صفای زلفکم را، دست!
آبرویم را نریزی، دل!
ای نخورده مست!
لحظه دیدار نزدیک است...


#مهدی_اخوان_ثالث
دیدگاه ها (۱)

چاره ها رفتزِ دستِ دلِ بیچاره ی من؛تو بیا چاره ی من شو که تو...

قاصدک! هان،چه خبر آوردی؟!از کجا،وز که خبر آوردی؟!خوش خبر باش...

بر درخت زنده بی برگی چه غم!وای بر احوال برگ بی درخت...

برگ ریزان دلم را نوبهاری آرزوست.

عشق سمی صورتی 🩷سلام من پارک یوری هستم من وقتی بچه بودم مادر ...

هم اتاقی قدیمی-پارت-۲4

«نگاه ممنوعه »**Part 5 — Too Close to Stop** صبح روز بعد، از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط