خانمه پشت فرمون بود،،

خانمه پشت فرمون بود،،
چراغ قرمز شد نرفت،
زرد شد نرفت
سبز شد نرفت
افسره رفت پهلوش گفت،
خانم شرمنده
ما همین ۳ رنگ بیشتر نداریم پسندتون نشد؟
دیدگاه ها (۱)

خون و عشق 🩸❤️پارت هفتملینو از کافه بیرون اومد و چند قدمی رفت...

عاشقانه های شبنم

دختری در حال خواندن نامه در پنجره باز(به هلندی: Brieflezend ...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت سوم «بعضی آدم‌ها، بدون اینکه کا...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁷ویو میکا_____میکا: «چی...

𝑴𝒓. 𝑱𝑲 | 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏پرتوی های طلایی و زرد خورشید از پشت پرده های ...

The Queen of My Heart ❤️👑پارت ۴۴ویو لیاـ لیا: چپ راستتو ببین...

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط