‍ از یک جایی به بعد

‍ از یک جایی به بعد
دنبالِ بهانه نیستی.
همین که بالایِ سرت تکه تکه ابرهای بازیگوش می دوند
همین که چراغ آسمان امروز هم روشن شد
همین که آنهایی که گوشه ی قلبت داری نفسشان گرم است
همین که ببینی خودت را دوست داری و دلت را
با همه ی غم هایش ...

از پنهانی ترین گوشه ی قلبت
یک دلخوشیِ کوچک بردار
ستاره اش کن توی چشمانت.
گوشه ی لبهایت را می برد تا ماه!

از یک جایی به بعد
درد را برگِ گل میکنی و لای کتاب هایت می گذاری...

آرام بگیر!
و گاهی
بدونِ اینکه شعر باشی
ذکرِ روزِ تنهاییِ یکنفر باش.
و
اونم خودت...


#معصومه_صابر
دیدگاه ها (۷۵)

در انتظار تو هستمکه خود را به من نمی رسانیروزها و شبهای سختی...

دریکروز خیلی معمولیکه هوایش نه بوی شکوفه می دهدنه سیب از خوا...

قوی بودن اصلا سخت نیست !نه آنقدر ها که فکر می کنیم ،و نه آنق...

محبوب منمن تنهایم بی توهیچ کاری نمی توانم بکنمدیگر شعری هم ن...

باد سردی از میان پنجره‌های بلند و سنگی تالار به داخل می‌پیچی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط