چہ بگــویم مڹ از ایڹ عــشق

چہ بگــویم مڹ از ایڹ عــشق

نشد بنـــویسم

داستاڹ مڹ و تو

یڪ غــزل طـولانیست

ما مریضیــم

ازین دورے و دلتنگےها

و دواےمڹ و تو


یڪ بغــل طــولانیست
دیدگاه ها (۱)

خواستم برایش بنویسماز دوری و دلتنگیازاین همه نبودن‌هایشاز بل...

خوش است حالم کنارت عشقنشسته مهرت به جانمتو که آمدی زندگی آمد...

گفتم ڪـہ دلتنگم بیـا اے آنڪہ درمان منیگفتے ڪنارم هستے وهموار...

پلک زدن هم گاهی زیادی طولانیست، وقتی دل از تماشای یک نگاه سی...

مي نويسم از چشمهايم كه بي تاب نگاه توأنداز گوش هايم كه از فر...

#کپشن

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

Yuna and school number 7 (part ¹⁵) (The End) ...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط