گفتم:خیلی میترسم!

گفتم:خیلی میترسم!
گفت:چرا ؟

گفتم:چون از ته دل خوشحالم… این جور خوشحالی ترسناکه…
پرسید:آخه چرا؟

جواب دادم:وقتی آدم این جور خوشحال باشه سرنوشت آماده است چیزی را از آدم بگیرد!
دیدگاه ها (۸)

اگه شما از این رفیق شش‌دانگ‌ها دارین، خیلی قدرش رو بدونین… 🤍...

★ازدواج اجباری...p⁵بعد رفتن خانواده ها با پتویی که پیچیده بو...

پارت 36𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦋 ویو آت 🦋𓂃 ࣪˖ ִֶָبعد از چند دقیقه، هیون‌وو ب...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "6۴"☆ویو هانا☆چند دقیقه گذشت.دیگه گریه نمی‌کردم، ا...

Iove and the moonPart143ماه بعد صبح زود بود بیدارشدم با ای...

پارت 3 🍷: عزیز ترین دشمن من: 🍷ویو جیمین: کلاس های زیادی رو ر...

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط