پارت1۸ (مافیای نجات من)

پارت1۸ (مافیای نجات من)

ا.ت در رو باز کرد با دیدن ا.ت خشکم زد چه بدن سکسی داشت. 🙄(الله اکبر)
یه نیم تنه با یه شلوار جذب پوشیده بود که کمرش معلوم بود دست خودم نبود ناخوداگاه لبامو روی لباش گذاشتم و در رو بستم ا. ت معلوم بود که تعجب کرده سعی داشت منو از خودش جدا کنه ولی من نمیتونستم ولش کنم.
بعد از اینکه یکم مقاومت کرد شروع کرد به همکاریی بعد از چند لحظه جفتمون همزمان نفس کم اوردیم دستمو دور کمرش حلقه کردم اونم پاهاشو دور کمرم حلقه کرد چشم تو چشم شدیم و لبامونو روی هم گزاشتیم و داشتیم مک میزدیم که گوشیم زنگ خورد اه اخه الا چرا .
گوشی رو برداشتم تهیونگ بود

تهیونگ: الو کوک کجایین پس

کوک: داریم میایم تو راهیم

بعد یه چشمک به ا.ت زدم اونم خندید و بعد از خدافظی از تهیونگ روبه ا.ت شدم..........

**ادامه دار**
دیدگاه ها (۱)

پارت 1۹ (مافیای نجات من) رو به ا.ت کردم سفت گرفتمش رفتم روی ...

پارت ۲۰ (مافیای نجات من) که دردی داخل دیکم احساس کردم ا.ت دا...

پارت ۱۷(مافیای نجات من) که شوگا زیر لب و یواش به کوک گفت شوگ...

پارت ۱۶(مافیای نجات من) ویو کوک جیمین: الان برای فردا قرار د...

پارت ۱۰

پارت پنجم✨‌میان رنج ها✨‌نشستن روی مبل ا/ت اون ور مبل نشست و ...

سناریو 🪽 ✨ « وقتی همسرشون هستی و صبح میری که بیدارشون کنی » ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط