P

P18🐣






یونگی«وقتی دیدم خوابش برد منم بلند شدم و رفتم اتاق خودم یکم دراز کشیدم تا اتفاقات امروز رو حضم کنم واقعا هنوزم باورم نمیشه برای اینکه یکم از فکر و خیال در بیام گوشیمو در آوردم و اینیستا رو باز کردم و شورع کردم چرخیدن توش






میا«با سردرد شدیدی از خواب بیدار شدم سرم بدجوری نبض میزد فکر کنم از گریه زیاد بود بلند شدم رفتم پایین یه مسکن خوردم تا به خودم بیام بعدش رفتم دم در اتاق داداش در زدم




-بله
&{درو باز میکنه}داداش
-بیا تو
&{میره میشینه رو تخت کنار یونگی}
-تو کی بیدار شدی
&همین الان سرم وحشتناک درد میکرد مجبور شدن بیدار شم
-سرت ؟
&اوم
-مسکن خوردی
& اره
-باشه
&چیکار میکردی
-داشتم تو گوشی می چرخیدم
& آهان پس اگه میخوای من برم
-نه بابا کجا بری بیا اینجا {دستاشو باز میکنه و می ره اون طرف تا دراز بکشه}
&{روی بازو های یونگی دراز میکشه و سرشو میزاره رو گردنش}
-دختر کوچولو ی من؟
& جانم
-تو هنوزم بابت ماجرای صبح ناراحتی
&نه
-چرا ناراحتی ببین عزیزم من بخشیدمت خوب؟ پس فراموشش کنم
&داداش جدا خیلی خوبی
-حالا که خوبم به خاطر من بخند
&{لبخند}
-میشه همیشه بخندی؟
&قول نمیدم اما سعیمو میکنم
-{دستاشو دور شونه های ظریفش حلقه می‌کنه و لپشو آروم میبوسه}
&داداش
-اوم؟
&من گشنمه بریم پایین ؟
-عاا منم گشنمه بریم
&{بلند میشه و میره پایین}
-خوشگلم چی میخوری سفارش بدم؟
&هیچی
-یعنی چی
&خودم غذا درست میکنم
-عا نه نمیخواد تو هنوز حالت کاملا خوب نشده
&من خوبم
-باشه پس باهم انجامش میدیم
&نه
-وا
&دوست دارم خودم تنهایی برات غذا درست کنم
-عزیزم ممکنه به خودت آسیب بزنی
&مگه بار اولمه
-خیلی خوب بابا من تسلیم{میشینه پشت میز رو صندلی و میا رو نگاه میکنه}
&{شروع میکنه به آشپزی}
-چی میخوای درست کنی
& لازانیا
-اوم خیلی حوس کرده بودم






چند مین بعد//





&خوب همچی آمادست{اینو گفت و لازانیا رو گذاشت تو فر}
-اوو انتظارشو نداشتم خیلی سریع بودی
&{لبخند}
-چقدر طول میکشه تا آماده بشه؟
& نیم ساعت
-پس بیا بشینیم رو مبل
&باشه{میشینه رو مبل}
-{اونم میشینه}







ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱۳)

P19🐣-جوجه& بله -دل دردت بهتر شد؟& هنوزم یکم درد دارم اما قاب...

چرا اینقدر ناشناسا کویره؟

P17🐣 &من جدا خیلی عذر میخوام اصلا نمیدونم چی بگم هر چقدرم که...

جواب ناشناس ها 🐣ببخشید اگه دیر شد کلا یادم رفته بود ناشناس د...

P13🐣میا«با درد خیلی وحشتناکی زیر شکمم از خواب پریدم سریع رفت...

#ازداوج_اجباری پارت ۱۲ ویو یونگی :: بعد چند دقیقه رسیدیم دلم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط