پارت

پارت36

جینا
تو اتاق بودم یه صدایی شنیدم در زدم یکی درو باز کرد
اجوما: شما کی هستین
جینا: بعد براتون توضیح میدم
از اونجا رفتم بیرون رفتم سمت بیمارستان
ـــــــــــــــــــــــــــــ
دو ساعت بعد
ــــــــــــــــــــــــــــــ
👩🏻‍⚕️:اقای جئون
کوک: بله
👩🏻‍⚕️: حاله همسرتون خوبه بهوش اومدن میتونید برید ببینیدش
کوک: خیلی ممنونم
کوک: مامان و بابا(منظورش مامان و بابا ا.تس)
شما اگه میخواید برید ا.ت رو ببینید
یونی: نه بابا خودت برو ببین
مامان ا.ت: راست میگه
کوک: نه شما اول برید من اخر میرم پیشش که پیشش بمونم
همه رفتن پیشش ولی من نرفتم چون نمیدونستم ا.ت چه واکنشی به من نشون میده میخواد از
من جدا شه یانه
مامان ا.ت: پسرم هممون رفتیم تو برو پیشش یونی هم میبرم خونه خودمون
کوک: باشه
رفتم پیش ا.ت
ا.ت: کوکی
کوک:عزیزم خوبی
ا.ت: آره خوبم دستم فقط تیر خورده بود وایسا ببینم گریه کردی
کوک: نه
ا.ت: چرا گریه کردی بخاطر من
کوک: گفتم که نه گریه نکردم
ا.ت: چشمات خیسه
کوک: خب تازه صورتمو شستم
ا.ت: تو داری دروغ میدی
کوک: آره گریه کردم به فکرت بودم اخه اگه چیزیت میشد چی تو بخاطر من تیر خوردی
اگه گفتی میخوام برم چی اگه ترکم کردی چی
ا.ت: یه لحظه آروم باش عزیزم من ترکت نمیکنم
من تا اخر عمرم باهاتم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ا.ت
کوک بغلم کرد
ا.ت: عزیزم گریه کن آروم میشی
کوک: من که گفتم گریه نمیکنم
ا.ت: اینو بدون من هیچوقت ترکت نمیکنم

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۳)

پارت37فصل2جینزخواستم برم یه سر به کوک و ا.ت بزنم ولی دیدمجین...

پارت38فصل2👩🏻‍⚕️: بله ولی برای اینکه مطمئن بشیم یه آزمایش دیگ...

پارت35فصل2جینا: پس اسیب زدن انتخاب کردی دلم نمیاد بکشمت پس ا...

پارت34فصل2کوک: چون ا.ت خوشگله مهربونه قلب پاکی داره ولی تو چ...

مثلث عشق۲

وقتی عضو هشتم BTS

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط