وقتی کنار قلب تو ایستادم

وقتی کنار قلب تو ایستادم
خطاب‌هایی از او با تو آشنایم کرد
کنار قلب تو ظرفیت خطاب گرفتم
به کوبه‌های بی‌شکل در
نگاه که کردم
پیمانه‌ای نور صدایم کرد
او از هزار روز بیرون آمد
خندیدم
و از هزار روزن در تو گریختم
وقتی میان قلب تو ایستادم
او در هزار شکل به در کوبید
وحسرتِ ندیدن او وای‌ام کرد.
دیدگاه ها (۱)

نه! نگفتم دوستت دارم ولی جانم توییخالق هر لحظه از این عشق پن...

تبر بردار و بشکن قلب این دیوانه را امشبتویی که از محبت، دل ش...

دلم برای تو عمری غزل سرود ای عشق جز اشک و آه از این شعرها چه...

عکس نوشته

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌Part 25همه ساکت بودند.فلیکس به چانگبی...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۹: «آخر...

سناریو تهیونگ

مهمونی پارت ۵۰

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۸صبح روز پایانی، وقت...

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل پنجم: هم‌آیی...

دوستت دارم، نه فقط برای لحظه‌هایی که کنارمی،برای تمام حس خوب...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣2️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین از کنار د...

Covenant of Blood and Silk

پارت پنجم | نگاه اولپارک لارامیچا دستم رو گرفت و از بین آدم‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط