کاش می شد نروی تا تک و تنها نشوم

کاش می شد نروی تا تک و تنها نشوم
بی تو دیوانه ترین عاشق شیدا نشوم

کاش می شد نروی یا که مرا هم ببری
تا که با چشم ترم این همه رسوا نشوم

سفرت زخم غریبی به دل من زده است
تا نیایی ز سفر من که مداوا نشوم

التماس همه دنیا بکنم برگردی
کاش می شد نروی غرق تمنا نشوم

دل من چشم به راه و نگران می پرسد:
چه شود گر نروی این همه تنها نشوم؟

ای عسل چشم خدا پشت و پناهت اما
بی تو ای کاش که من راهی فردا نشوم...
دیدگاه ها (۱)

عاشقی این است اگر، از عشق سیرم کرده ایبلبلی سردرگریبان، گوشه...

هی.... ... غریبه ترین.... آشنای من.... کاش ....... خودت هم ...

تــــــو عاشقانه ترین رکعت...غزل هستی برای خواندن تو ...قبل...

چشم شهلایت بنازم دلبرےها مےڪنیتا تومےخندے خودت را در دلم جا ...

فقط به نام شهیدشهید! فقط به نام تو می‏شود سکه پیروزی زد که ب...

آقای ایــران راهــش را پیـدا کردراھڪار ِ شھادت از زبان رھبر ...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط