شب از فراقت در فغان روز از غمت در زاریم

شب از فراقت در فغان، روز از غمت در زاریم
دارم عجب روز و شبی، آن خواب و این بیداریم
عاشق اصفهانی
دیدگاه ها (۲)

مرد برداشت خشم و اسلحه راسمت زن گوشه ی اتاق گرفت...قطع شد فی...

دَرْدَم هَمه دَر مِصْرَعِ بَعد اَستْ :"مَن مانْدَم و او رَفْ...

تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشیاندوه بزرگی ست زمانی که نبا...

دلبرا:در هوس دیدن رویت دل من تاب نداردنگهم خواب نداردقلمم گو...

با همین خوابا دلتنگی مو قابل تحمل میکنم چون انگار هر شب دارم...

عاشقی جرم قشنگیست گرفتارم کرد خواب بودم که شبی عشق تو بیدارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط