بگو چگونه بی تو من به آینه سفر کنم

بگو چگونه بی تو من به آینه سفر کنم
چگونه بی حضور تو من از دلم گذر کنم

تو از اهالی غزل،تو از تبار آفتاب
بگو چگونه بی تو من سپیده را خبر کنم

منم خراب چشم تو،تویی صدای قلب من
به من بگو چگونه از نگاه تو حذر کنم

هزار و یکشب مرا پر از ترانه کرده ای
تو شهرزاد قصه ای چگونه بی تو سر کنم

میان بغض پنجره نگاه آشنا تویی
همان نگاه عاشقی که من به آن نظر کنم

بمان کنار دفترم فقط تو عاشقانه ای
بمان که بی تو واژه را همیشه من هدر کنم

طلوع کن،طلوع کن تو آفتاب عشقمی
اگر نتابی بر دلم چگونه من سحر کنم

تمام می شوم اگر رها کنی دل مرا
بگو چگونه بی تو من به آینه سفر کنم؟
دیدگاه ها (۱)

دارم امشب بین دل ها رفت و آمد می کنمگر عبورت را نبینم، عشق ر...

, من هوا را بی نفسهای "تو" حاشا می کنمتار و پود عشق را در "ت...

ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﻋﺪﯼ ﺑﺰﻥ ﺍﺯ ﺑﻐﺾ ﺳﺮﺷﺎﺭﻡ ﻫﻨﻮﺯﺩﺭ نبودِ ﭼﺸﻢِ ﺍﻭ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺑﯿﻤ...

ستاره ای شده ام غرق آسمان دلتکه راه عشق کشاندم به کهکشان دلت...

⁰¹ : ⁰¹..فریاد ها سر دادم در کویر احساساتت، تو اما گویی کر ش...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط