کار یوسف به خریدار نخواهد افتاد...

کار یوسف به خریدار نخواهد افتاد...

اتفاقی سرِ بازار نخواهد افتاد...

دوش بردند شهیدان تو را بالا دست...

بردن ما به دل یار نخواهد افتاد..؟😓
دیدگاه ها (۱)

ای کاش غزل های مرا باد نمی‌بُرد...ای کاش مرا هیچکس از یاد نم...

بر روی دست میزنم این روزا هَمَش....دلشوره دارم اینکه نباشم م...

افتاده‌ام در ابتدای کوچه‌ ای بن بست...از دست دارم میروم، اص...

روزگار مأمور گشته به پراکنده کردن کسانی که با هم الفت و انس ...

💢 قهرمان ملی کاراته رو بردن خط مقدم جنگ ، دستهاش رو بستن جلو...

بر سر کوی تو عمری به تماشا ماندیمدر کویر دل سودازده تنها مان...

‹ چه خبر یار؟ شنیدم ك گرفتار شدی...دل سپردی و برای دگری یار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط