پسر : سلام عزیزم، چطوری؟ دختر : سلام گلم، خیلی بد (با صدا

پسر : سلام عزیزم، چطوری؟ دختر : سلام گلم، خیلی بد (با صدای پر از بغض و ناراحت) پسر : چرا؟ چی شده؟ دختر : باید جدا بشیم پسر : چراااااا؟ دختر: یه خانواده ای من رو پسندیدن واسه پسرشون. خانواده منم راضین ( شروع کرد به گریه کردن) الانم باید ازت تشکر کنم بخاطر همه چیز و باید برم خونه چون مادر پسره اومده میخواد من رو ببینه... پسر : اشکات رو پاک کن...تا بهتر جلو چشم بیای... چون مادرم نمیخواد عروسش رو غمگین ببینه...



خیلی قشنگه ن؟
دیدگاه ها (۱۲)

نام سناریو: از اجبار تا علاقه پارت: ششاون خانم: پس تو میلنی،...

پارت یک رمان عشق ممنوع

صدای مهیب p13

رمان عشق ممنوع

the first lie

پارت نهیونگی: لونا لونا( با داد ) یونگی لونا رو برد بیمارستا...

سناریو قفل آبی پارت ۲

#ارباب‌سنگدل #پارت_12ویوی تهیونگ : رفتم و بار اسلحه رو تحویل...

.قتل. پارت چهارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط