P20

(دو هفته بعد)
بعد از دو هفته ، بالاخره تونستی بیشتر کارهای ابتدایی رو یاد بگیری و فقط کار با اسلحه و مهارت های رزمی برای مبارزه مونده
به ساعت نگاهی انداختی ؛ ۲ و ۵۶ دقیقه بعدازظهر بود . باید می رفتی زیرزمین . اولین روز تمرین تیراندازی ۴ دقیقه دیگه شروع می‌شد . همه اعضای مافیا روی زمان خیلی حساسن برای همین باید راس ساعت تعیین شده محل تمرین می بودی
سریع سمت آسانسور رفتی و دکمه طبقه ۲- رو زدی
حدودا ۳ دقیقه بعد به محل تمرین رسیدی . فیلیپ از قبل اونجا بود و با دیدنت ، سمتت اومد
《آماده هستین تا کار رو شروع کنیم؟》
تایید کردی و با هم از کنار هدفون ها و نشونه های تیراندازی رد شدین و به آخر زیرزمین رسیدین . یه میز بزرگ با انواع اسلحه ها روی اون ، اونجا بود
《بسیار خب . اول درباره همه اسلحه هایی که حتما باید درباره شون بدونین ، توضیح میدم و بعد باهاشون تمرین می کنیم》
مطمئن بودی که قراره کلی مطلب بفهمی . خوشبختانه حافظه خوبی داشتی پس فهمیدن و به خاطر سپردن همه اطلاعات کار نسبتا ساده ای بود 
《اولی USP هستش که چندین نوع داره و ما الان با ۹ میلی متری کار می کنیم . وزنش ۱/۶۵ پونده ، نیمه خودکاره با برد نهایی ۱۰۰ متر و ظرفیت خشابش ۱۵ فشنگه》
و بعد اسلحه دیگه ای رو برداشت
《این یکی هم Beretta PX۴ Stor هستش . ظرفیت خشاب ۱۷ گلوله هست و بردش ۵۰ متره》
بعد از گفتن یه سری اطلاعات دیگه درباره این اسلحه و چند مدل دیگه ، آماده تمرین شدین
هدفون هارو گذاشتین . فیلیپ درباره روش تیراندازی کردن توضیح می‌داد و تو هم با دقت به حالات بدنش نگاه کردی . در نهایت بعد از چند دفعه تمرین ، تونستی که درست انجامش بدی
《پیشرفت خوبی بود》
خب به نظر تیراندازی اونقدر هم که فکر میکردی سخت نبود . البته تا وقتی که مجبور نباشی به کسی شلیک کنی
سه ساعت بعد ، تمرین تموم شد . بعد از اون همه ایستادن توی حالت های مختلف ، بدن درد شده بودی . باید یه مقدار استراحت کنی

این هم از این پارت 😁
می خواستم بیشتر هم بنویسم ولی به دلیل نداشتن عینک (به طور فعلی) همین که تا الان هنوزم چشم هام سالمه ، معجزه ست😂
دیدگاه ها (۱)

#تک_پارتی «هیونجین، 🎀» 🫧توضیح: 🫧هیونجین پسر بد مدرسه هستش، ه...

..- وضعیت زندگیمون اینجوریه ك : دو دقیقه میخندیم ، دو ماه تا...

#تک_پارتی . درخواستی «هیونجین، 🎀» 🫧توضیح: 🫧هیونجین پسر بد مد...

اگه هدف‌های بزرگی داری، ولی هم‌زمان کارهات رو عقب می‌ندازی، ...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

𐙚🦋 پارت دوم — «شروع دردسر» 🦋𐙚ویو آتاز دفتر بیرون اومدم و بدو...

کپ مهم

ریاکشن

هتل ۴۰۴ p.3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط