در حضور خارها هم می شود یک یاس بود

در حضور خارها هم می شود یک یاس بود
در هیاهوی مترسک ها پر از احساس بود
دست در دست پرنده
بال در بال نسیم
ساقه های هرز این بیشه ها را داس بود
کاش می شد حرفی از “کاش می شد” هم نبود
هرچه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود
دیدگاه ها (۴۹)

سلام *صبح بخير * *** احمد شاملو:سر بر شانه خدا بگذار تا قصه ...

دلتنگي هايم را ستاره ميکنم ....وقتي تو باشي ، ماه من ....ستا...

خدا مرهم تمام دردهاست...هرچه خراشهای وجودت عمیقتر باشد خدا ب...

بنده ای ، خدا را گفت: اگر سرنوشت مرا تو نوشته ای...پس چرا دع...

در زدی پدر ولی، پشت در کسی نبودکاش دست نرم باد در به روت می ...

زادروزت مبارک... می‌دونی؟ فاصله، فقط یه عدد روی نقشه است. قل...

میگه مقصدی نیست.....«ما چه باشیم، چه نباشیم، جهان در گذراست....

.قهوه‌ی چشم ِ تو را با بوسه شیرین می‌کنمبا نگاهت عشق را هر ل...

زادروزت مبارک... می‌دونی؟ فاصله، فقط یه عدد روی نقشه است. قل...

نقطه ی آرامش

میان انبوه آدم‌ها و نگاه‌های گذرا، گاهی تنها یک نفر هست که م...

عاشقانه های شبنم

مالک ارتش ایران، سربازی از جنس عشق و ایمان، باور به خدای ایر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط