پناهنده ام

پناهنده ام
به مرزهای تنت
و من همه جهان را
در پیراهن گرم تو
خلاصه می کنم
مثل درختی که به سوی آفتاب قد می‌کشد
همه‌ وجودم دستی شده است
و همه‌ دستم خواهشی:
خواهش تو چه بی تابانه میخواهمت!
تو را دوست دارم و این دوست داشتن
حقیقتی است که مرا
به زندگی دلبسته می کند🫂
دیدگاه ها (۲)

درون قلبم هیچگونه انرژی برای تنفر از کسی ندارم و قلبم جایی ب...

<<گل من>> گاهی بد اخلاق، مغرور و کم حوصله بود اما 'ماندنی' ب...

اتاقِ کوچیکِ زیرشیروانی مکانی هرچند کوچیک و نمور ولی مقدسبرا...

این همه واژهو من از سکوت لبریزمانگار کابوس این روزهای خاکستر...

ای پدر…دیگر خسته شده‌ام.احساس می‌کنم از من روی برگردانیده‌ای...

بسم الله الرحمن الرحیم فرازی از زیارت امیر‌المؤمنین علیه الس...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش دوم_می‌نشینم"مامان اون فوق العاده ست باید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط