همه ما از این آدمها در زندگی‌مان داریم

همه ما از این آدمها در زندگی‌مان داریم
آدم‌هایی که الکی و تکراری حالتان را می‌پرسند
که آخرِ تلفن آدرسِ فلان جا و تلفنِ فلان دوست
را می‌گیرند و خلاصه دلیلِ الو گفتنشان
خودِ خودت نیستی. اما من عاشقِ
آن‌هایی هستم که شاید ماهی یکبار، اسمشان
روی موبایلت می‌افتد، اما وقتی اسمش را
روی صفحه تلفنت می‌بینی «خیالت از زندگی»
جمع می‌شود! آن‌هایی که: عمقشان با تو معلوم
است. آن‌هایی که قرار نیست بابتِ احوال
نپرسیدن‌ها سوال پیچت کنند، آن‌هایی‌که وقتی
بعد از هر چندوقت که باشد وقتی می‌گویی الو
این را نمی‌شنوی: نباید یه حالی بپرسی...
آن‌ها می‌گویند: «گفتم حالت رو بپرسم»
#صابر_ابر #مدل_لباس
دیدگاه ها (۱)

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌Part 1هزار سال بود که بین سرزمین آسما...

قسمت ۲: سایه‌ی سنگینِ تغییرهوا ابری بود و آسمان سئول رنگی مت...

وقتی میخواد بهت اعتراف کنه..

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۲

#SLAVES. PART 2عمارت در سکوت فرو رفته بود.فیلیک...

فاصله یک لبخند تا جنون

نام=)سایه مافیا### پارت چهاردهم: طعمِ ممنوعه‌ی گیلاسجونگ‌کوک...

🖤 قفس سیاهپارت اول | قرارداد خونصدای باران، تمام عمارت را پر...

گربه ای در نیمکت کناری...

# پارت ۲۳: سایه‌ها و نورپاریس در زیر بارانِ ریز و خاکستری، ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط