(خاطره ی مهران ضرغام از مرتضی پاشایی)

(خاطره ی مهران ضرغام از مرتضی پاشایی)
یادش بخیر...
دهه فجر بود ،اعلام کردن همه برن تو حیاط مدرسه برای یک جشن کوچیک...
ما هم ک از خدا خواسته ریختیم توو حیاط
همه کلاسها تو صف خودشون وایسادن
ناظم مدرسه اومد کلی صحبت کرد و مخ مارو خورد.بعدش گفت اگه کسی کاری بلده مثل تقلید صدا یا خوانندگی یا...
دستشو ببره بالا بیاد واسه اجرا. یهویی بچه های کلاس ما همه با هم داد زدن آقا: مرتضی پاشایی صداش خوبه بگید بیاد بالا بخونه...(روی سکوی مدرسه)
ناظم مدرسه هم گفت پاشایی بیا بالا مرتضی هم رفت بالا میکروفونو از ناظم گرفت یه نگاه به سمت چپ و راستش و یه نگاه به ناظمو بچه ها کرد و زد زیر خوندن.. اونم چه خوندنی آهنگی که همه بشکنشون گرفتو نزدیک به حرکات موزون. غیر مجاز خوند آقاااااا. بنده خدا ناظم مدرسه چندتا رنگ عوض کرد و گفت پاشایی داری چیکار میکنی؟ اومد میکروفونو از دست مرتضی بگیره که همه جیغو دادو سوت که( ولش کن ولش کن) .. بنده خدا ناظم، دیگه کلا بیخیال شد و گفت بخون ولی زود تمومش کن..حالا خود ناظمه هم ..ش گرفته بوداااا
چشو ابروش میلرزید
حالا همه با هم....
آهان آهان
دستا شله
ببخشید من برم تا...
دیدگاه ها (۳)

#ددی_منقسمت¹سلام من لیا هستم ۱۷ سالمه مدرسه میرم خانواده ی پ...

رمان:تاوقتی که عاشقت شدم

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

جونگ کوک دوست پسرمون هست و قلدر مدرسه که همه ازش میترسن حتی ...

#برادر ناتنی من

ادامه پارت ۴۲

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

عهممم اینا از اس یک تا سه سره کلاسیهح😺آخریم کار عملیه اجتماع...

انتقام یا عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط