می روم اما نمی خواهد که بر گردانی ام

می روم اما نمی خواهد که بر گردانی ام
من همان مرغم که هر جا می پرم زندانی ام

می روم اما نرفته باز خواهم گشت زود
چون نشان عشق تو خورده است بر پیشانی ام

با تو یک آغاز شیرین بی تو یک پایان تلخ
هم نشین گریه ام از غم چه می ترسانی ام

سو ختم از آتشی که در دلم افروختی
آفتاب گرم یک مرداد خوزستانی ام

با تو گریه باتو شادی با تو خنده با تو غم
با تو پایان می پذیرد فصل سرگردانی ام...
دیدگاه ها (۲)

خواست "مرداد" مرا آواره ی "بهمن" کند"شایدِ" این درد را قربان...

مرداد هم آمد ...... اما دلم هنوز تیر نبودنت را میکشد .....

سلام دوستان خوبم ، صبح همگی بخیر ...

دلم برای کسی تنگ شده استکه هیچ کس جای خالیش رابرایم پر نمیکن...

وان شات هیونلیکس:a world where we can loveنویسنده:@choi_so_a...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط