عاشـقی رایـج نبود

عاشـقی رایـج نبود
عـباس آڹ را باب ڪرد…
او دو دستش را ڪنار علقمہ نذرِ سرِ ارباب ڪرد…❤ ️
دیدگاه ها (۱)

𝑩𝒆𝒚𝒐𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑷𝒂𝒓𝒄𝒉𝒎𝒆𝒏𝒕 𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅𝒔آن سوی مرز های کاغذی. شملوک پوزخن...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶¹ویو: اتفردا...دست کوک رو گرفتم و...

آوای شب پارت ۲۸آنچه گذشت...الکس اومد سمت انیا و میخواست انیا...

«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ» پارت۱٠+با ا.تت حرف نمیزنی؟؟🥺-هوم، خب اون بخاطر من...

رایحه پنهانآخر سر آروم سر تکون داد.- عوم... باشه، ارباب.بعد ...

رایحه پنهانجونگ‌هیون نگاهی به تهیونگ انداخت.بعد دوباره رو به...

«رایحه پنهان»کوله‌پشتیش رو از روی شونه‌هاش پایین آورد و گوشه...

پارت ۴

#ارباب‌سنگدل #پارت_22ا.ت روی تخت دراز کشیده بود به سقف خیره ...

🍃تـــوجه🍃از این عکس برای عکس پروفایل خود استفاده نکنید.یه عک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط