شب را با تو سرکرده‌ام
تمامیِ شب را •••
و چون بیدار می‌شوم
ناگهان در میانِ سایه‌ها
بازویم بر کمرگاهت حلقه می‌شود،
شب را با تو سر کرده‌ام
و چون بیدار می‌شوم،
دهانِ تو،
از رویاهایت سر می‌کشد،
تا طعم زمین،
آب دریا،
خزه دریایی،
و ژرفای زندگی را به من بخشد،
و بوسه‌ات را می‌ستایم
نم سپیده‌دمان بر آن
گویی از دریای پیرامونِ من
سر بر کرده است،
دیدگاه ها (۰)

امنیت نه بغلنه دستنه شانه داردکه تکیه کنمامنیت یک تو دارداز ...

یواشکیمی‌بوسمتمبادا حواست پرت تماشایم شوددلم می‌خواهدبی‌آنکه...

‌شما میدونستید بهترین مُسکِن واسه درداتون اسم کوچیکتونه؟فقط ...

تو حس امنیت منیحتی از دورترین فاصله... 💋♥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

🍁تویی شاه و سلطان هستی🍁دستان تو در بَیان استدر این دریای وجو...

به یاد دارم که یک بار مرا جویا شدی که آیا هیچ یک از متون افس...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط