شب را با تو سرکردهام
تمامیِ شب را •••
و چون بیدار میشوم
ناگهان در میانِ سایهها
بازویم بر کمرگاهت حلقه میشود،
شب را با تو سر کردهام
و چون بیدار میشوم،
دهانِ تو،
از رویاهایت سر میکشد،
تا طعم زمین،
آب دریا،
خزه دریایی،
و ژرفای زندگی را به من بخشد،
و بوسهات را میستایم
نم سپیدهدمان بر آن
گویی از دریای پیرامونِ من
سر بر کرده است،
شب را با تو سرکردهام
تمامیِ شب را •••
و چون بیدار میشوم
ناگهان در میانِ سایهها
بازویم بر کمرگاهت حلقه میشود،
شب را با تو سر کردهام
و چون بیدار میشوم،
دهانِ تو،
از رویاهایت سر میکشد،
تا طعم زمین،
آب دریا،
خزه دریایی،
و ژرفای زندگی را به من بخشد،
و بوسهات را میستایم
نم سپیدهدمان بر آن
گویی از دریای پیرامونِ من
سر بر کرده است،
- ۲.۹k
- ۳۱ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط