درتنهایی خیالم تورا میهمان رویا هایم کرده ام وبه آرامی می

درتنهایی خیالم تورا میهمان رویا هایم کرده ام وبه آرامی میگویم، دلتنگتم*
دیدگاه ها (۱۲)

بدریا بزن قایقت میشوم * حقیرم ولی لایقت میشوم * من عاشق شدن ...

کاتب سرنوشت برای هرکسی چیزی نوشت، نوبت ما که رسید قلم افتاد....

یه چشم من اندرغم دلدارگریستچشم دگرم حسود بودو نگریستچون روز ...

مرا پاپتی میخواند او که....در راهش کفشهایم پاره شد*

مینویسم برای تویی ک نابودم کردی ولی همچنان شوق دیدنت را دارم...

گریه میکنم تا بتوانم دردم را درمان کنم گریه میکنم تا بتوانم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط