مهربانم من! آنگاه که می روی کمی هم واپس نگر باش. با من س

مهربانم من! آنگاه که می روی کمی هم واپس نگر باش. با من سخنی بگو. مگذار یکباره از پا در افتم... فراق صاعقه وار را بر نمی تابم...
جدایی را لحظه لحظه به من بیاموز... آرام تر بگذر...
دیدگاه ها (۲)

.....

......

گاهی باید دکتر به جای یک مشت قرص, فریاد تجویز کند...

دستم را بگیر...! ببر...! به دور دست هایی که در دسترس هیچ...!...

قسمت هفده

پارت ۹۷ | «صبر می‌کنم...»شب اعتراف...هنوز تمام نشده بود.نسیم...

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

_____پارت²⁰ نفرین کوچولو_____لوسیفر یک قدم از دل تاریکی بیرو...

جنگل نفرین شده پارت ۱۱

آخرین بحث پارت ۲۲

"Silent Voice"پارت ¹¹توی راه خاکی که صاف شده بود قدم می‌زدند...

حدود یک ساعت گذشته بود. من در کنار تخت دخترمان نشسته بودم و ...

کمی بهتر شد. بعد به پایین نگاه کرد.همه منتظر بودند ببینند چه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط