ماه، نافِ سپیدِ آسمان پیدا بود

ماه، نافِ سپیدِ آسمان پیدا بود
لمسِ یک جورِ دیگرِ لیمو
پرنده هم
پوستِ ولرمِ شب،
و چند هوای عجیب کاملا بی‌اسم.
انگار همین توبای آشنا
برای تمامِ ستارگانِ خوشبویِ کبریا ترانه خوانده است،
هی می‌رسند به نور
یکی‌یکی می‌رسند به نور
بعد یکی‌یکی در دامنِ دریا می‌افتند
لُختِ لختِ مادرزاد ... ماه،
پروانه‌های روشنِ سربه‌هوا،
و اصلا چه شبِ عجیبی دارد این آخرآخرایِ اردی‌بهشت!


چقدر دلم می‌خواست
من هم یک ذره شاعر بودم،
چه هوشِ لبریز بی‌قراری به خدا ...!
دیدگاه ها (۳)

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۳‌در انتهای تونل، در...

در تماشاخانه‌ی سکوت، من و خاطره‌ات بر صحنه‌ای سوخته ایستاده‌...

کتاب توقع من از شب تاریک است

طعم عشق، زیر نور آشپزخونهرستوران "Lune Blanche" یکی از معروف...

#تو‌در‌کنج‌خانه‌و‌من‌_رو‌به‌راهی‌دور...چقدر دلم برای عبور از...

تکپارتی جیمین یه روز بارونی، جیمین از خواب بیدار شد. پنجره ر...

دروازه ی میان دوجهان**فصل اول** **زمزمه‌های شهر خاموش**پارت۱...

part:34name: عشق و جداییویو بورابعد از اتمام کتاب بلند شدم و...

👇 بخون👇 فوق العاده...درون معبد هستیبشر در گوشه محراب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط