به یاد خاطره ها سوی دیار امد ه ام

به یاد خاطره ها سوی دیار امد ه ام
برای دیدن یار به گندم زار امده ام
برای گفتن من دوستت دارم ، عاشقتم
سر زدن به نخل ناب، به باغ بار امده ام
برای بوسه زدن به خاک پای تو عزیز
بارخود بسته و من سرقرار آمده ام
به یاد شعر و کتاب و قصهٔ شاه چراغ
چیدن شکوفه ای به این گذارآمده ام
من تنها "و بهار تو کوچه های بی بهار
برای دیدن یار به شهر یار آمده ام
دیدگاه ها (۱۰)

بی قرارم ، بی قرار برگردیخسته از روزگار بر گردیدر غروبی غمین...

بی تو ای یار ز حالت خبری میخواهم بی تو پر پر شده ام بال و پر...

دلم برایت تنگ شده دلم پنجره ایی را می خواهد که به کوچه ایی ...

گاهی به خدا نفس کشیدن سخت استیعنی نفسی تو را ندیدن سخت استبا...

Part.1

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت دهم: بازیِ جدیدِ پادشاهنورِ چر...

معامله نهاییپارت ۵۷۸۸۷۴۳۴۷۸۹۶۴۴۷۸۷۵کیکو بی وفا ولم کرد تا به...

I can be myself with himPart¹⁰³و شروع کردیم به ادامه شدن..او...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

قصــه بـا طعــم دهــان تــــو شنیــدن داردخــواب، در بستـر چ...

من خواستم که یار تو باشم ، خدا نخواستهر لحظه در کنار تو باشم...

قصـــه با طعــــم دهان تو شنیـــدن داردخــواب،در بستـــر چشم...

قصـــه با طعــــم دهان تو شنیـــدن داردخــواب، در بستـــر چش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط