هر زمان می بینمت قلبم پریشان می شود

هر زمان می بینمت قلبم پریشان می شود
چشم هایم در هوایت باز گریان می شود

حس عشقم ناگهان گل می کند اما چه حیف
مثل داغی در میان سینه پنهان می شود

گفته بودم دوستت دارم نکردی اعتنا
فکر می کردی که احساسم گریزان می شود

عشق تو تنها نماد دلخوشی هایم شده
دلخوشی هایی که رویاروی ِ پایان می شود

فکر می کردم که آسان است دل کندن ز تو
دل گناهش چیست چون اینگونه تاوان می شود؟

مطمئن هستم گلم من دوستت دارم هنوز
دوستت دارم که قلبم بی تو ویران می شود

قول دل کندن گرفتی، باشد، اما حس تو
تا ابد در گوشه ای از قلب کتمان می شود
دیدگاه ها (۳)

ﺑﯽ ﻭﻓﺎ ، ﻣﻦ ﺩﺭ ﻫﻮﺍﯾﺖ ، ﺑﯽ ﻫﻮﺍ ﺑﻐﻀﻢ ﮔﺮﻓﺖﺑﯽ ﺻﺪﺍ ﺳﻮﺯ ﻧﻮﺍﯾﺖ ، ﺑﯽ...

بگذار که چشمـان تو را وام بگیرمبا دیدن دنیـای تو آرام بگیرمت...

به سر زلف خودت باز مرا دار زدیجان به در بردم و تو باز به تکر...

بازهم بی احتیاطی کردم و عاشق شدمگرچه رنجورم ولی این بار هم ل...

عاشقانه های شبنم

دیدارت، شبیه لحظه‌ای‌ست که بعد از یک روز شلوغ، ناگهان نسیمی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط