در لابه لای دلشوره ها و ترس هایم،

در لابه لای دلشوره ها و ترس هایم،
لب پرتگاه ایستاده ام..
میدانم دستم را نمیگیری..
فقط محض رضای خدا.. پرتم نکن...!!
دیدگاه ها (۲)

کارگاه #مهارت_مبارزه_با_غم ۲۹در پادکست بیست و نهم می‌شنوید:•...

the hardeat way ۸

#آیا_ارواح_میتوان_زنده_شدPT:3میا هنوز پشتش به راهرو بودجرئت ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_34با دیدن من اخمی بین ابرو ه...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

کپشننن مهمهه😈🎀پارت چهل عروسک من😈🔞رفت سمتی که پشت سرش راه افت...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p36همین که خواست از روی یه ریشه‌ی بزرگ رد...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۳" در آغوش رویای آبی ات "...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط