به همه خاطـره هایم گره ی کور زدم

به همه خاطـره هایم گره ی کور زدم
به یکی انگ و دگر وصله ی ناجور زدم

تو شدی منکـر ما بودن ما اینهمه سال
همه بر خیل خوش خاطرم هاشور زدم

ازهمان دم که پرید عطر وجودت ز تنم
مـُـردم و بـر بدنم یکـسـره کافــور زدم

لب من نوش دگر جز لب تو نوش نکرد
بوسه تنها به لب خمره ی انگور زدم
دیدگاه ها (۴)

به نامش دلها آرام میگیرد. یکی از قلم زنی های بنده حقیر

یاهو

عشق یک واژه ی زلال است ، تو باید باشی قلب من زیر سوال است ، ...

دیشب باران قرار با پنجره داشت روبوسی آبـــدار با پنجره داشت ...

پارت‌: 31 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**فضای خفه و نیمه‌تاریکِ ز...

پارت: 12 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*پاهایم دقیقاً همان‌جا، روی...

#in_your_eyes part_۸۹ویو کایلاچشمام توی چشمای خمارش قفل شددی...

به همه خاطـره هایم گره ی کور زدمبه یکی انگ و دگر وصله ی ناجو...

به همه خاطـره هایم گره ی کور زدمبه یکی انگ و دگر وصله ی ناجو...

NH· به همه خاطـره هایم گره ی کور زدمبه یکی انگ و دگر وصله ی ...

به همه خاطـره هایم گره ی کور زدمبه یکی انگ و دگر وصله ی ناجو...

به همه خاطـره هایم گره ی کور زدمبه یکی انگ و دگر وصله ی ناجو...

NH· به همه خاطـره هایم گره ی کور زدمبه یکی انگ و دگر وصله ی ...

به همه خاطـره هایم گره ی کور زدمبه یکی انگ و دگر وصله ی ناجو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط