روزی کفاشی در حال تعمیر کفشی

روزی کفاشی در حال تعمیر کفشی
بود ناگهان سوزن کفاشی در انگشتش
فرو رفت از شدت درد فریادی زد
سوزن را چند متر دور تر پرت کرد .
مردی حکیم که از ان مسیر عبور می کرد
ماجرا را دید سوزن را اورد به کفاش
تحویل داد و شعری را زم زمه کرد

درختی که پیوسته بارش خوری
تحمل کن انگه که خارش خوری .

این سوزن منبع درامد توست این
همه فایده حاصل کردی یک روز که
از ان دردی برایت امد ان را دور می اندازی!

نتیجه اینکه اگر از کسی رنجیدیم
خوبی های که از جانب ان شخص
به ما رسیده را به یاد آوریم,
ان وقت تحمل ان رنج اسان تر می شود ...

#خاص
دیدگاه ها (۱)

#حکایت روزی کفاشی در حال تعمیر کفشی بود ناگهان سوزن کفاشی در...

❗️روزی کفاشی در حال تعمیر کفشی بود ناگهان سوزن کفاشی در انگش...

روزی کفاشی در حال تعمیر کفشی بود ناگهان سوزن کفاشی در انگشتش...

روزی کفاشی در حال تعمیر کفشی بود،ناگهان سوزن کفاشی در انگشتش...

روزی کفاشی در حال تعمیر کفشی بود ناگهان سوزن کفاشی در انگشتش...

#حکایت_کوتاه🦋🌿روزے ڪفاشے در حال تعمیر ڪفشے بود ، ناگهان سوزن...

#️داستان کفاشی که کفش #امام زمان عج را پینه نمی‌زد!سید عبدال...

داستان کفاشی که کفش امام زمان را پینه میزد داستان سید عبدالک...

سید عبدالکریم کفاش شخصی بود که مورد عنایت ویژه امام زمان (عج...

#کپشنُ_بخونید_لطفا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط