روزی کفاشی در حال تعمیر کفشی

روزی کفاشی در حال تعمیر کفشی
بود ناگهان سوزن کفاشی در انگشتش
فرو رفت از شدت درد فریادی زد
سوزن را چند متر دور تر پرت کرد .
مردی حکیم که از ان مسیر عبور می کرد
ماجرا را دید سوزن را اورد به کفاش
تحویل داد و شعری را زم زمه کرد؛

درختی که پیوسته بارش خوری
تحمل کن انگه که خارش خوری

این سوزن منبع درامد توست این
همه فایده حاصل کردی یک روز که
از ان دردی برایت امد ان را دور می اندازی!

درس اخلاقی اینکه اگر از کسی یا
وسیله ای رنجشی امد بیاد اوریم
خوبی های که از جانب ان شخص
یا فوایدی که از ان حیوان وسیله
یا درخت در طول ایام به ما رسیده ,
ان وقت تحمل ان رنجش اسان تر می شود ...
دیدگاه ها (۰)

🍁 *میگن قدیما حیاطها درب نداشت، اگر درب داشت هیچوقت قفل نبود...

هر کی پرسید؛ایران چطور کشوریست ؟!بگویید کشوریست به زیبایی یو...

می نویسم دوستت دارمبخوان دلم برایت تنگ شدهمی نویسم به یادت ه...

زنان و درختان چقدر به هم شبیه‌اند..هر دو ریشه دارند،هر دو بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط