از عشق چه می‌ماند بعد از تب تنهایی

از عشق چه می‌ماند بعد از تب تنهایی
شاید قفسِ تنگی شاید شب تنهایی
.
یا خاطره‌ای غمگین از هلهله‌ی مرغان
یا بغض گلوگیری از مکتب تنهایی
.
از عشق چه می‌ماند بی‌بوسه و بی‌آغوش
مرگ است بهای عشق در مذهب تنهایی
.
از عشق چه می‌ماند جز شعر و غزل بازی

شاه غزلی باشی با منصب تنهایی
.
وقتی که تو خشکیدی باغ و غزلی هم نیست
روزی که تو می‌مانی با عقرب تنهایی
.
مجنونم و در دنیا سرمایه‌ی من هیچ است
جز بوسه‌ی طولانی جز کوکب تنهایی
دیدگاه ها (۵)

خاتون ِ مو شرابی! هستم خمار امشب ابر ِ هزار خوشه! بر من ببار...

ﻧﺸﻨﻴﺪﻱ ﻛﻪ ﺩﻟﻢ ﮔﻔﺖ ﺑﻤﺎﻥ ﺍﻳﺴﺖ ﻧﺮﻭﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻭﻗﺖ ﺧﺪﺍ ﺣﺎﻓﻈﻲ ﺍﺕ ﻧﻴﺴﺖ ...

می توان در قاب خیس پنجرهچک چک آواز باران را شنیدمی توان دلتن...

دلتنگ دلتنگم !! هر کس جای من بود "می برید" اما ..!!من هنوز "...

خداوند در جایی دور از آسمان‌ها منتظر تو نیستو در معبد، مسجد،...

Farshad: وقتی سال‌ها یک نفر رو توی دنیای خودت پررنگ کردی، و...

پارت ۶: شکوفایی عشق و لبخندهای تازه👇🏻هیون‌جین برای مدتی طولا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط