یه زن انگلیسی میاد ایران ، توی تاکسی میشینه

یه زن انگلیسی میاد ایران ، توی تاکسی میشینه
عطرش خوشبو بودی راننده میگه : این چه عطریه ؟ زنه میگه : نیناریچی از رم ; راننده میگوزه زنه میگه : این چه بوییه ؟ راننده میگه لوبیا چیتی از قم.
دیدگاه ها (۳)

روایت داریم که:................................................

ﺗﺮﮐﻪ : ﺑﯿﺎ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﭘﻮ ﻣﺰﻩ ﮐﻦ !ﮔﺎﺭﺳﻮﻥ : ﺧﯿﺮﻩ ﺍﯾﺸﺎﻻ ، ﭼﯿﺰﯼ ﺩﺍﺭﻩ ...

اون روز طوفان اومد یادتونه؟آخرش فهمیدن از کجا نشات گرفت ...

ﮊﺍﭘﻦ ﻳﮏ ﺩﺳﺗﮕﺎﻩ ﺧﻴﻠﻲ ﭘﻴﺸﺮﻓﺘﻪ ﺩﺯﺩ ﯾﺎﺏﻣﻴﺴﺎﺯﻩ ﮐﻪ ﺩﺯﺩﻫﺎ ﺭﻭ ﻣﻴﮕﻴﺮﻩ...

شاید براتون جالب باشهبدونید که سریع‌ترین طلاق تاریخ ایران؛ د...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

سناریو بلولاک/:قفل آبی

شاید سوال باشه چرا کم ویسگون میام خب دلایلش:👇👇👇 نمی‌دونم ...

.تاکسی اصفهان تاکسی وحدتتریبونی برای روشنگری و مطالبه‌گری مر...

رقص مرگ و عشقp²"ویو ۲ هفته بعد"دو هفته از اون اتفاق میگذره و...

خنده ی ممنوعه.

و کم کم چشات تار شد ....وقتی بیدار شدی توی بیمارستان بودی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط