برگشته فنجان دلم

برگشته فنجان دلم
روی ترنّم دست هائی
که در تاریکی می نویسند...

تاول زده
حرف های خیس منتظرم...
نه کسی که باشد
نه یادی و نه عطری...

و من به اعتبار ماه
تمام راه را
بی فانوس آمده بودم...
دیدگاه ها (۱)

موسیقی چشمانترویاهای خفته را احضار می کندنگاهت آبشار اشتیاق ...

هر روز خود را با بسم الله شروع کنیمسلام؛صبح ‌بخیر🌱 😊 امروز د...

امروز قشنگترین اتفاق ذهنم حادثه شنیدن صدای "تو" بود، چقدر تن...

شبیه چشمکه گونه رابا اشک می بوسدمرا ببوسبا وأسطه ی عطرهابا پ...

بوسه مرگ "پارت ۲۷"ویو شبشب، سکوت عجیبی تمام عمارت رو فرا گرف...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

پارت دومپشت در، کسی منتظرم بودتاریکی...همه‌جا را تاریکی گرفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط