برگشته فنجان دلم
برگشته فنجان دلم
روی ترنّم دست هائی
که در تاریکی می نویسند...
تاول زده
حرف های خیس منتظرم...
نه کسی که باشد
نه یادی و نه عطری...
و من به اعتبار ماه
تمام راه را
بی فانوس آمده بودم...
روی ترنّم دست هائی
که در تاریکی می نویسند...
تاول زده
حرف های خیس منتظرم...
نه کسی که باشد
نه یادی و نه عطری...
و من به اعتبار ماه
تمام راه را
بی فانوس آمده بودم...
- ۲۵۸
- ۲۴ بهمن ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط