در لحظه هایِ تنهایی ام

در لحظه هایِ تنهایی ام
خیالِ تو را می بوسم
و در لابه لای سکوتم
تو را فریاد می زنم
و در همه ی نفس هایم
هوایِ تو را
نفس می کشم
مثلِ همان شاعرِ قدیمی ، مثلِ نیما
" تو را من چشم در راهم شباهنگام "
شباهنگام
مرا صدا بزن
مرا به خلوتِ حضورت ، میهمان کن
و از دردها و هَمهَمه ها
رهایم کن...
دیدگاه ها (۲۴)

طبیعت

کنار تو فهمیدم عشق فقط یک حس نیست یک آرامش عمیقه...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ویکم: آتشی که در تنم افتاد---از مهمان...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط