تــا عـشــق دویـد از دهـانـم بـیرون

تــا عـشــق دویـد از دهـانـم بـیرون

نــام تــو کـشــیــد از دهـانـم بـیـرون

گــفــتــم کـه بـه تـو حـرف دلــم را بـزنم

یــک بــوســه پـریـد از دهـانـم بـیـرون
دیدگاه ها (۱)

حضرت یار

تو اینستاگرام بودم که گفتم برم یه سر به پیج هوانگ این یوپ بز...

P¹⁵The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

گفتم ڪـہ دلتنگم بیـا اے آنڪہ درمان منیگفتے ڪنارم هستے وهموار...

- دلم میخواست چیز محکمی به او بگویم که بداند چقدر دوستش دارم...

عشق‌ یعنی‌ که‌ ببندی‌ تو سرت‌ را الکی ؛که‌ عزیزت‌ به سرت‌ بو...

نام رمان: در سایه‌ی پناهگاه شیرینپارت ۶: نبرد نهاییدشمنان با...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_19لرزون اشک ریخت و بغلم کرد ...

بہش گفتم :چطوری نگاهتو کنترل میکنی آخه ؟!گفت :مثل نماز خوندن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط