آسمان دیده بارانی توست

آسمان دیده بارانی توست
قصه ی غُصه ام ،
طوفانی توست
آن پنجره ی بسته
که روزی می تپید
بسته شد
بر دل خونی
که زندانی توست...........
#شهزاد
دیدگاه ها (۱)

نبض احساس شده چشم ِ من و دلاین قاعده راتا نشوی شرح ندانی.......

باز دیوانه شدمابر وجودم را گرفتپنجه ی بُغض هویدا شد گلویم را...

به چشم جان تُرا دیدم که روح در من به جوش آمد تویی والا ترین ...

اگر بغضم شود باران شوم عریان از این زندان ببارم بر سر و رویت...

گاهی فکر می‌کنم آن کافه، نه روی زمین، که در دل یک ابر شناور ...

از کنار من افسرده تنها تو مرو دیگران گر همه رفتند خدا را تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط