شب جمعه دوباره در هیات

شب جمعه دوباره در هیات
روضه حال و هوای دیگر داشت
کوچه‌ای با زبان سینه زنی
خبری از حضور مادر داشت
روضه خوان در حوالی گریه
سخنی از وداع خواهر گفت
و گریزش به یک وصیت بود
وقتی از بوسه‌های آخر گفت
ناگهان مادری رسید از راه
صورتش قطره قطره در باران
چادرش هم هنوز خاکی بود
همچنان از نگاه‌ها پنهان...
بعد تا یک غریب مادر گفت
شانه‌ها گریه گریه لرزیدند
قلب‌ها پر کشید و سینه‌زنان
کربلا را به چشم خود دیدند
این شب جمعه باز می‌پیچد
ناله‌ای بین قتلگاه، آنگاه:
- یا بنی قُتلت عطشانا...
- السلام علیکِ یا اماه
___________
دیدگاه ها (۸)

السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ ... شب جمعه دوباره ...

بسم رب الحسین،غریب مادر😢 .شب جمعه دوباره در هیاتروضه حال و ه...

#ashuraکربلایت به خدا قبله ی دلهاست #حسینشب جمعه حرمت محشر ک...

آدم پیر می شود وقتیمادرش را صدا می زندو جوابی نمی شنودبـرای ...

مذهبی

جان جهان جهان جان تسلیت عرض میکنیمولی امر مهربان تسلیت عرض م...

فاطـــمیـــــہشالے سیاه به دورِ گردن ُبُغضے بے قرار دارد !💔م...

مادرانه...

زنی از خاک، ‌از خورشید، از دریا،‌ قدیمی‌ترزنی از هاجر و آسیه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط