نسیمی که هر شب

نسیمی که هر شب
موهایت را روی پیشانی
جا به جا می کند
باد سراسیمه ای ست
که از دست های من گذشته.
مرزها فقط لب های مان را
از هم دور کرده اند.
دیدگاه ها (۲)

خیلی از عشق ها وسط همین جر و بحث ها پیش می آید با کوتاه آمدن...

‍ ‎با غروب‌های غمگینی که دارم‎با آسمانِ نیمه ابری چشمانم‎با ...

سلام شنبه‌ی پاییزیتونپر از اتفاقات خوبامروزتون عالیاز غصه ها...

دخترم، گوهر من !گوهرم، دختر من !تو که تک گوهر دنیای منیدل بل...

وقتی شب دهان باز می‌کند تا زمزمه کند، صدایش دیگر نجوای باد ن...

کاش می‌شددلتنگی رامثلِ ابر،به شانه‌ی کوه‌ها سپرد...اما دلتنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط