سالــها شـد...

سالــها شـد...
دلِ مـن رفـت و نـدانم...
بہ ڪجـاست؟

#امیر_خسرو_دهلوی
دیدگاه ها (۱)

دوستـ دارمـ ڪهخــودم پشـت خــودم باشـم و بـسبـه تـنِ هیـچ عق...

لبخند که مے زنــــے... دلـم...مے لرزد..ویرانے دل...به خنده ا...

تُـــو...مثـل هیـچ ڪس نیستـی...و هیـچ ڪس مثـل تـُـو...حتـی ا...

منـ تَمـاممـ پـُر از ایـنـ حـالتـ بی‌حــوصلگـی‌ستـ.

چشمِ تو، دلِ مرا برد و به جانم نشستتا ندانم که چه شداین دلِ ...

رفت و غزلم چشم به راهش نگران شددلشوره‌ی ما بود دل آرام جهان ...

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط