از آتش غم چند روانم سوزی

از آتش غم چند روانم سوزی؟
وز ناوک غمزه چند جانم دوزی؟

گویی که: مخور غم، چه کنم گر نخورم؟
چون نیست مر از تو بجز غم روزی
دیدگاه ها (۱)

هیچ اگر سایه پذیرد منم آن سایه هیچ ....

ای رفته ز دل ، رفته ز بَر ، رفته ز خاطر ،بر من منِگَر ، تابِ...

ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ماآتش زدی در عود ما نظاره...

با یک دل ویرانه و تنهای بی تودر بین مردم گشته‌ام رسوای بی تو...

اردیبهشت ماه زیباییست ماه بوی گل ها و هوای مودی🌸✨در این روز ...

چند گویی که چه چاره‌ست و مرا درمان چیستچاره جوینده که کرده‌س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط