ایستاده ام

ایستاده ام
تنها
پشت میله های خاطرات دیروز
این جا
انگشت هایم را می شمارم
1
2
3
ودست های تو در هم فرو رفته اند
تو
غزل را مشت مشت به حراج گذاشتی
که مهربانی ات را ثابت کنی
ولی
ولی نفهمیدی که من
آن سوی خیابان
انتظارت را می کشم
دیدگاه ها (۷)

◀◁دیوونـــــــــــــــــگی یعنــــــــے▷▶ ◀◁عکسشـــ...

***** *****

شبایی رو که دلم خییییلی گرفتس و تنهامو میترسم. اون موقس که ا...

سلام بچه ها خوبین....مجله دلگرمی رو دانش کنید ..واسه حفظ سلا...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

دلم میسوزه برای اون سطلیا که به خاطر اون چاهزاده خودشونو از ...

آری....می دانم !....خوب می دانم که خدا هست حتی در غریبانه ت...

دوپارتی✨«کاش فقط یک بار دیگر صدایت می‌کردم»خانه در سکوت عجیب...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۱۰✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒...

«ساعت ۳:۱۷»درِ شماره ۷ کاملاً باز شد.ات خشکش زده بود.پشت در....

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁴﴿ویو ات﴾تمام شب، حرف‌های سرایدار و رفت...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۷✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط