تا کجای قصه ها باید زدلتنگی نوشت؟

تا کجای قصه ها باید زدلتنگی نوشت؟

تا به کی بازیچه باید بود در دست سرنوشت؟

تا به کی با ضربه های درد باید رام شد؟

یا فقط با گریه های بی قرار آرام شد؟

بهر دیدار محبت تا به کی در انتظار؟

خسته ام از زندگی با غصه های بی شمار
دیدگاه ها (۴)

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿از این نامردمی‌ها می‌گریزم،از این جنج...

بنام دوگل بهشتیکی عشق و دیگری سرنوشتبه قلم گفتم بنویس ؟ هرچه...

عاشقانه های شبنم

بعضی غم‌هاراهی به کلمه ندارند.نه می‌شود برایشان شعری نوشت،نه...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

البته می زنم ش منم مکم تر

[تکپارتی]......صدای نفس های ارام و منظم جونگکوک اتاق را پر ک...

White Lotus | Part 23سه روز بعد...سوآ هنوز خارج از کره بود.ب...

‌نذر کرده اميک روزی که خوشحال تر بودمبيايم و بنويسم کهزندگی ...

CAPTURED IN PARIS

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط