باران را در آغوش می گیرم

باران را در آغوش می گیرم

و خودم را غرق در رویای بدون تو بودن می کنم

تو با آغوشی باز...

با آغوشی پر از نفس های پاییزی

به استقبالم می آیی...

و مرا تنگ در آغوشت می گیری

و یک نفس عمیق تو کافیست

برای دوباره جان دادنم در هوای بودنت.

حتی اگر حرفی هم نبود

شماره ام را بگیر و فقط بخند

وقتی میخندی

زمان می ایستد

ودر زیر پوستم انگار پرنده ای

برای رهایی پرپر میزند
دیدگاه ها (۲)

عاشقانه های شبنم

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②②_بخش سوم_چوبدستی ام را توی جیب...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

به رغم عشقی یا به زبان سویون حماقتی، که در زمان گذشته بین ای...

حقیقت پنهان پارت ۶ ویو ادمین :وقتی خانواده اعضا رفتند بورام ...

باران را در آغوش می گیرم و خودم را غرق در رویای بدون تو بود...

حتی اگر حرفی هم نبود شماره ام را بگیر و فقط بخند وقتی میخند...

تو با آغوشی باز...  با آغوشی پر از نفس های عاشقانه به استقبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط