ا~ت و تودوروکی پارت ۳۲

ا~ت و تودوروکی پارت ۳۲
تویا « بیاین بریم »

شوتو « چی...... »

تویا « بیاین بریم »  *با داد*

{تویا و بقیه از اتاق رفتن}

تویا « شما ها بیاین دنبالم »

{شوتو و بقیه رفتن دنبال تویا}

[منظورم از بقیه شوتو و اندوار و ایزاواس]

{تویا با اعصاب بهم ریخته میره توی ماشین}

[تویا راننده و اندوار کنار تویا و شوتو و ایزاوا پشت]

{تویا ماشین رو روشن میکنه و توی اون شب تاریک نور ماشین کمی از جا رو روشن کرده بود{

{تویا یک ربع رانندگی میکنه}

[شوتو همش داره ب ا~ت فکر میکنه و خودش رو مقصر میدونه]

×°ا~ت حالش خوبه ، نکنه بلایی سرش اومده ، اون حرومزاده نکنه بلایی سرش بیاره°×

{تویا یک جا وایستاد ماشین رو خاموش کرد و از ماشین اومد بیرون}

{تویا رفت داخل یک دکان و بقیه هم پشت سرش رفتن}
دیدگاه ها (۰)

ا~ت و تودوروکی پارت ۳۳شوتو « خب الان برای چی امدیم اینجا » {...

فرصتی دیگر پارت ۲۳{خب راستش میگین ک چرا فرد ب باکوگو اینطوری...

نه خوشمان امد خیلی هم امد دوس پسرش یعنی عالیییی بوددددد

فرصتی دیگر پارت ۲۲{میره سمت پنجره و ایکو و چند مرد رو میبینه...

تکپارتی

P15عروس فراریویو سانزو توی راه چند باری نزدیک بود بریم اون د...

Part:9 Psychopath)(روانیـــ (فلش بک به فردا صبحـــ) خانم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط